یادی از سردار جاويد الاثر حاج احمد متوسلیان

بقیه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
فتح خرمشهر

بقیه در ادامه مطلب...
بقیه در ادامه مطلب...
بسم الله الرحمن الرحیم

با تشکر از تلگرافاتی که در فتح خرمشهر به این جانب رسیده است، سپاس بی حد بر خداوند قادر که کشور اسلامی و رزمندگان متعهد و فداکار آن را مورد عنایت و حمایت خویش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصیب ما فرمود؛ و این جانب با یقین به آن که «مَا النصرُ اِلاّ مِن عندِ الله» از فرزندان اسلام و قوای سلحشور مسلح که دست قدرت حق از آستین آنان بیرون آمد و کشور بقیة الله الاعظم ارواحنا لمقدمه الفدا را از چنگ گرگان آدمخوار که آلت هایی در دست ابرقدرتان خصوصاً امریکای جهانخوارند، بیرون آورد و ندای «الله اکبر» را در خرمشهر عزیز طنین انداز کرد و پرچم پرافتخار «لا اله الا الله» را بر فراز آن شهر خرم که با دست پلید جنایتکاران غرب به خون کشیده شده و خونین شهر نام گرفت، - به اهتزاز در آورد – تشکر می کنم و آنان فوق تشکر امثال من هستند.
آنان به یقین مورد تقدیر ناجی بشریت و برپا کننده ی عدل الهی در سراسر گیتی روحی لتراب مقدمه الفدا می باشند. آنان به آرم «ما رمیتَ اِذ رمیتَ و لکنَّ الله رَمی» مفتخرند. مبارک باد و هزاران بار مبارک باد بر شما عزیزان و نورچشمان اسلام این فتح و نصر عظیم که با توفیق الهی و ضایعات کم و غنایم بی پایان و هزاران اسیر گمراه و مقتولین و آسیب دیدگان بدبخت که با فریب و فشار صدام تکریتی این ابرجنایتکار دهر به تباهی کشیده شدند، سرافرازانه برای اسلام و میهن عزیز افتخار ابدی هدیه آوردید و مبارک باد بر فرماندهان قدرتمند که فرماندهان چنین فداکارانی هستند که ستاره درخشنده ی پیروزی های آنان بر تارک تاریخ تا نفخ صور نورافشانی خواهد کرد و مبارک باد بر ملت عظیم الشأن ایران، این چنین فرزندان سلحشور جان بر کفی که نام آنان و کشورشان را جاویدان کردند و مبارک باد بر اسلام بزرگ این متابعانی که در دو جبهه ی جنگ با دشمنان باطنی و دشمن ظاهری پیروزمندانه و سرافراز امتحان خویش را دادند و برای اسلام سرافرازی آفریدند و هان ای فرزندان قرآن کریم و نیروهای ارتشی، سپاهی، بسیجی، ژاندارمری، شهربانی و کمیته ها و عشایر و نیروهای مردمی داوطلب و ملت عزیز، هشیار باشید که پیروزی هر چند عظیم و حیرت انگیز است، شما را از یاد خداوند که نصر و فتح در دست اوست غافل نکند و غرور فتح، شما را به خود جلب نکند که این آفتی بزرگ و دامی خطرناک است که با وسوسه ی شیطان به سراغ آدم می آید و برای اولاد آدم تباهی می آورد و من با آن که به همه ی شما اطمینان تعهد به اسلام دارم، از تذکری که برای مؤمنان نفع دارد باید غفلت نکنم، چنانچه از نصیحت به حکومت های همجوار و منطقه دریغ ندارم و آنان می دانند امروز با فتح خرمشهر مظلوم، دولت و ملت پیروزمند ما از موضع قدرت سخن می گویند و من به پیروی از آنان به شما اطمینان می دهم که اگر از اطاعت بی چون و چرای امریکا و بستگان آن دست بردارید و با ما به حکم اسلام و قرآن کریم رفتار کنید، از ما جز خیر و پشتیبانی نخواهید دید و شما بدانید آن قدر که ابرقدرت ها از صدام این نوکر چشم و گوش بسته پشتیبانی کردند، از شماها که قدرت های کوچک و حکومت های ضعیف هستید، پشتیبانی نمی کنند و شما عاقبت این جنایتکار و هم قطار جنایتکارش شاه مخلوع را به عیان دیده اید.
قدرت های بزرگ پیش از آن که از شما استفاده نمایند، از شما طرفداری نمی کنند و شماها را برای منافع خویش به هلاکت می کشند و من نصحیت برادرانه به شما می کنم که کاری نکنید که قرآن کریم برای برخورد با شما تکلیف نماید و ما به حکم خدا با شما رفتار کنیم، و یقین بدانید که امثال حسنی مبارک مصری و حسین اردنی و دیگر هم جنایتکاران آنان برای شما نفعی ندارند و دین و دنیای شما را تباه می کنند و اگر با نشست های خود بخواهید «طرح کمپ دیوید» یا فهد را که مرده اند، زنده کنید – که ما خطر بزرگ برای کشورهای اسلامی خصوصاً حرمین شریفین می دانیم – اسلام به ما اجازه سکوت نمی دهد و این جانب در پیشگاه مقدس خداوند تکلیف الهی خود را ادا نمودم، اکنون دست تضرع و دعا به سوی خالق یکتا بلند کرده و برای قوای مسلح اسلام و فداکاران قرآن کریم و میهن عزیز ایران دعا می کنم و سلامت و سعادت و پیروزی آنان را خواستار هستم. سلام و درود بی پایان بر فرماندهان قوای مسلح و بر رزمندگان فداکار و بر ملت دلیر ایران عزیز و سرشار از شادی ها.
والسلام علی عباد الله الصالحین
روح الله الموسوی الخمینی
سوم خرداد ماه 1361
پس از تجاوز ارتش عراق به خاك ایران، خرمشهر پس از ۳۴روز مقاومت دلیرانه سپاه و نیروهای مردمی در ۴آبان ۱۳۵۹به اشغال دشمن درآمد و ۱۹ماه پس از اشغال در سوم خرداد ۱۳۶۱با عملیات بیتالمقدس آزاد شد.

این عملیات با رمز یاعلی بن ابیطالب(ع)، ساعت ۳۰دقیقه بامداد ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱
آغاز شد و طی ۳مرحله و ۲۵روز به نتیجه رسید.
منطقه ی عملیاتی بیتالمقدس با ۵۴۰۰كیلومتر مربع وسعت ، ازشمال به كرخه ی نور و هویزه ، از جنوب به شط العرب و خرمشهر، ازشرق به رود كارون و از غرب به هورالعظیم و دژ مرزی عراق، محدودمی شود. نقاط حساس و استراتژیك منطقه عبارت است از: بندر خرمشهر، اروند رود، جفیر، كرخه ی نور، جاده ی اهواز خرمشهر، رودخانه ی كارون .
مهمترین نقطه ی این منطقه ی عملیاتی ، خرمشهر است كه یكی ازشهرهای زیبای جنوب بوده و جزء بزرگترین بنادر خاورمیانه و خلیج فارس به حساب میآید. رزمندگان اسلام برای آزادسازی این شهر مهم ، عملیات بیتالمقدس را كه بزرگترین عملیات درون مرزی است در سه مرحله انجام دادند. این عملیات ، اوج ذلت دشمن و روحیه ی تجاوز گرانه او را به نمایش گذاشت و درعین حال ، سر فصل جدیدی از شیوههای خاص جنگ مردمی و تاكتیكهای منحصر به فرد آن را در دفاع مقدس گشود.
در اهمیت فتح خرمشهرهمین بس كه، نیروهای متجاوزعراق پیش از نبرد سرنوشت ساز رزمندگان ما برای آزادی خرمشهردر اطلاعیهای به نیروهای خود دستور داده بودند، كه دفاع از خرمشهر را به منزله دفاع از بصره، بغداد و تمام شهرهای عراق بدانند.
همچنین تجهیزات و امكانات دفاعی دشمن در این منطقه نشان میداد كه عراق خرمشهر را به عنوان نماد پیروزی خود در جنگ به حساب آورده و قصد داشته است به هر قیمت، این شهر را در تصرف نیروهای خود نگهدارد.
نبرد بزرگ، سرنوشت ساز و غرورآفرین بیتالمقدس كه برای رهاسازی خرمشهر از سلطه نیروهای مهاجم عراقی انجام شد، از ۱۰اردیبهشت تا ۳خرداد ماه ۱۳۶۱به طول انجامید. این نبرد حماسی علاوه بر پایان بخشیدن به ۱۹ماه اشغال بخشی از حساسترین مناطق خوزستان و آزادسازی خرمشهر، ضربه ای سهمگین و كمرشكن به توان رزمی و جنگ طلبیهای دشمن مهاجم وارد ساخت.
عملیات پیروزمندانه بیتالمقدس كه منجر به آزادسازی خرمشهر پس از ۵۷۵روز شد، ضربه اساسی و تعیینكننده ای بر پیكر دشمن وارد ساخت و تمامی معادلات ، باورها و تصوراتی را كه در مورد توانایی و قابلیتهای نظامی جمهوری اسلامی ایران وجود داشت، تغییر داد.
بسیاری از كارشناسان نظامی و تحلیلگران رسانههای خارجی، در برابر سرعت عمل و ویژگیهای عملیاتی نیروهای ایرانی به هنگام فتح خرمشهر، غافلگیر، مبهوت و شگفت زده شدند.
رادیو دولتی صدای آمریكا پس از پنج روز سكوت و امتناع از انعكاس خبر آزادی خرمشهر توسط نیروهای ایرانی، سرانجام در گزارش ویژه ۸خرداد خود گفت: به رغم مشكلات تداركاتی،
ناآرامیهای ناشی از انقلاب و كاهش تدریجی قدرت عملیات نیروی هوایی ایران ، ماشین نظامی ایران به گونهای اعجاب آور عمل كرد.
روزنامه گاردین چاپ انگلستان درباره فتح خرمشهر نوشت: سقوط خرمشهر یعنی سقوط آخرین و مهمترین افتخار جنگی عراق كه ایرانیها با بازپس گرفتن آن، این برگ برنده را كه به وسیله آن عراق میكوشید ایران را به پای میز مذاكره بكشاند، از دست بغداد ربودند.
در جریان آزادی خرمشهر،ارتش عراق با به جای گذاردن بیش از ۱۶هزار كشته و زخمی و ۱۹هزار اسیر، مجبور به عقب نشینی شد.
صدام در مراسم اعطای نشان به حمید شعبان فرمانده نیروی هوایی عراق، در اینباره گفت:سال ۱۹۸۲میلادی( ،(۱۳۶۱برای ما سال خیلی دشواری بود. در آن سال، از محمره (خرمشهر) عقب نشینی كردیم كه از بوق و كرناهای ایران، آهنگ اشغال بصره و اشغال سرزمینهای عراق شنیده میشد. به زعم همه این ها، تصمیم گرفتیم فقط از بغداد دفاع كنیم، چون با خود گفتیم باید به فكر آن لحظه بود كه سربازان ایرانی به پیش میتازند و به سوی بغداد میآیند. از این رو گارد ریاست جمهوری را فقط برای دفاع از بغداد بسیج و آماده كردیم.
بنا داشتیم گارد ریاست جمهوری را در اطراف شهر بغداد مستقر كنیم تا بتواند در خارج از پایتخت همراه با دیگر پرسنل ارتش، با دشمن پیكار كند.
پس از آزادی خرمشهر، عراق ناگزیر به دنبال راه حلی برای برون رفت از بن بست جنگ طلبیهای خود افتاد و در همین راستا، بحثهای مربوط به ضرورت پایان جنگ و نیز میانجیگری برخی كشورهای خارجی برای جلوگیری از شكست بیشترعراق در جنگ به طور جدی مطرح شد.
به هرحال، آزادی خرمشهر سبب شد دشمن خیال خام پیروزی بر ایران و فتح تهران را به فراموشی بسپارد و رژیم بعثی عراق و حامیان خارجی قدرتمند آن در برابر اراده و ایمان ملت عظیم ایران سر فرود آوردند.

ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته
خون يارا نت پر ثمر گشته
ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته
خون يارا نت پر ثمر گشته
آه و واويــــلا... كو جهان آرا
نور دوچشمان تر ما
فتح خرمشهر (سوم خرداد 1361) در تاريخ جنگ ايران و عراق از اهميت ويژهاي برخوردار است. خبر آزادي خرمشهر آن چنان شگفتآور بود كه در سراسر ميهن اسلامي ما مردم را به وجد آورد. با اعلام خبر فتح خرمشهر مردم ايران بسان خانوادهاي بزرگ كه فرزند از دست رفته خود را باز يافته است اشكهاي شادي و شعف خود را نثار روح شهداي حماسهآفرين صحنههاي شورانگيز اين نبرد كردند. براي پي بردن به عظمت اين نبرد حماسي كافي است بدانيم كه نيروهاي متجاوز عراق پيش از نبرد سرنوشت ساز رزمندگان ما براي آزادي خرمشهر در اطلاعيهاي به نيروهاي خود دستور داده بودند كه دفاع از خرمشهر را به منزله دفاع از بصره، بغداد و تمام شهرهاي عراق محسوب دارند. همچنين تجهيزات و امكانات دفاعي دشمن در اين منطقه نشان ميداد كه عراق خرمشهر را به عنوان نماد پيروزي خود در جنگ به حساب آورده و قصد داشته است به هر قيمت، اين شهر را در تصرف نيروهاي خويش نگهدارد.
هنگامي كه مرحله اول و دوم عمليات بيتالمقدس به پايان رسيد و رزمندگان ما در اطراف خرمشهر مستقرشدند، راديوي رژيم بعثي، ميكوشيد در تبليغات كاذب خود، حضور نيروهاي عراق را در خرمشهر به رخ بكشد تا توجيهي براي ترميم روحيه نيروهاي شكست خورده و رو به هزيمت عراق باشد. فتح خرمشهر در زماني كمتر از 24 ساعت، موجب شد كه بخش قابل توجهي از نيروهاي مهاجم عراقي به اسارت نيروهاي جمهوري اسلامي ايران درآيند.
نبرد بزرگ، سرنوشتساز و غرورآفرين بيت المقدس كه براي رها سازي خرمشهر از سلطه نيروهاي مهاجم عراقي انجام شد، از دهم ارديبهشت ماه تا چهارم خرداد ما 1360 به طول انجاميد. اين نبرد حماسي علاوه بر پايان بخشيدن به 19 ماه اشغال بخشي از حساسترين مناطق خوزستان و آزادسازي خرمشهر، ضربهاي سهمگين و كمرشكن به توان رزمي و جنگ طلبيهاي دشمن مهاجم وارد ساخت.
كوتاه سخن اينكه عمليات بيتالمقدس به عنوان برجستهترين عمليات پدآفندي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در تاريخ نظامي 8 سال دفاع مقدس ثبت شده است.
اگر امروز در هر شهر و روستا به گلزار شهيدان گذر كنيم و تاريخ نقش بسته بر سنگرها را مرور كنيم، خواهيم ديد كه مجموعه شهيدان سوم خرداد 1360 الگويي كوچك از ملت مقاوم ايران است كه چونان سپهري پر ستاره مي درخشد. شاديهاي به ياد ماندني خودجوش و سراسري پس از آزادسازي خرمشهر نيز برگ ديگري از اين حماسه ملي بود و نشان داد كه مردم سراسر اقطار و بلاد ايران اعم از آن كه هرگز خرمشهر را به چشم ديده باشند يا نه چگونه از شنيدن خبر اين پيروزي ساعتها به دست افشاني و پايكوبي پرداختند وهزيمت دشمن اشغالگر را از خاك ميهن جشن گرفتند.
سوم خرداد يك حماسه ملي است؛ اگر حضور ملت در صحنه جبهه هاي دفاع نبود، نه حماسه آن پيروزي تحقق مي يافت و نه حماسه حضور مردم در جشن پس از پيروزي. لذا به حق مي توان گفت پاسداشت فتح خرمشهر در گرو پاسداشت حضور مردمي در همه صحنه هاست.
بياد سوم خرداد سالروز حماسه هميشه تاريخ ايران ...آزادي خرمشهر
مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود كه ميتپيد و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. مسجد جامع خرمشهر، مادري بود كه فرزندان خويش را زير بال و پر گرفته بود و در بيپناهي پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نيز كه خرمشهر به اشغال متجاوزان درآمد و مدافعان ناگزير شدند كه به آن سوي شط خرمشهر كوچ كنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهايي بود كه جز در پازپسگيري شهر برآورده نميشد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود.
خرمشهر از همان آغاز، خونينشهر شده بود. خرمشهر خونين شهر شده بود تا طلعت حقيقت از افق غربت و مظلوميت رزمآوران و بسيجيان غرقه در خون ظاهر شود. و مگر آن طلعت را جز از منظر اين آفاق ميتوان نگريست؟ آنان در غربت جنگيدند و با مظلوميت به شهادت رسيدند و پيكرهاشان زير شني تانكهاي شيطان تكه تكه شد و به آب و باد و خاك و آتش پيوست. اما� راز خون آشكار شد. راز خون را جز شهدا درنمييابند. گردش خون در رگهاي زندگي شيرين است اما ريختن آن در پاي محبوب، شيرينتر است؛ و نگو شيرينتر، بگو بسيار بسيار شيرينتر است.
راز خون در آنجاست كه همه حيات به خون وابسته است. اگر خون يعني همه حيات� و از ترك اين وابستگي دشوارتر هيچ نيست پس، بيشترين از آن كسي است كه دست به دشوارترين عمل بزند. راز خون در آنجاست كه محبوب خود را به كسي ميبخشد كه اين راز را دريابد. آن كس كه لذت اين سوختن را چشيد در اين ماندن و بودن جز ملالت و افسردگي هيچ نمييابد.
آنان را كه از مرگ ميترسند از كربلا ميرانند. مردان مرد، جنگاوران عرصه جهادند كه راه حقيقت وجود انسان را از ميان هاويه آتش جستهاند. آنان ترس را مغلوب كردهاند تا فتوت آشكار شود و راه فنا را به آنان بياموزد.
آنان را كه از مرگ ميترسند از كربلا ميرانند. وقتي كه كار آن همه دشوار شد كه ماندن در خرمشهر معناي شهادت گرفت، هنگام آن بود كه شبي عاشورايي برپا شود و كربلائيان پاي در آزموني دشوار بگذارند
كربلا مستقر عشاق است و شهيد سيد محمد علي جهانآرا چنين كرد تا جز شايستگان كسي در آن استقرار نيابد. شايستگان، آنانند كه قلبشان را عشق تا آنجا آكنده است كه ترس از مرگ، جايي براي ماندن ندارد. شايستگان جاودانند؛ حكمرانان جزاير سرسبز اقيانوس بيانتهاي نور نور كه پرتوي از آن همه كهكشانهاي آسمان دوم را روشني بخشيده است.
فتح خرمشهر (سوم خرداد 1361) در تاريخ جنگ ايران و عراق از اهميت ويژهاي برخوردار است. خبر آزادي خرمشهر آن چنان شگفتآور بود كه در سراسر ميهن اسلامي ما مردم را به وجد آورد. با اعلام خبر فتح خرمشهر مردم ايران بسان خانوادهاي بزرگ كه فرزند از دست رفته خود را باز يافته است اشكهاي شادي و شعف خود را نثار روح شهداي حماسهآفرين صحنههاي شورانگيز اين نبرد كردند. براي پي بردن به عظمت اين نبرد حماسي كافي است بدانيم كه نيروهاي متجاوز عراق پيش از نبرد سرنوشت ساز رزمندگان ما براي آزادي خرمشهر در اطلاعيهاي به نيروهاي خود دستور داده بودند كه دفاع از خرمشهر را به منزله دفاع از بصره، بغداد و تمام شهرهاي عراق محسوب دارند. همچنين تجهيزات و امكانات دفاعي دشمن در اين منطقه نشان ميداد كه عراق خرمشهر را به عنوان نماد پيروزي خود در جنگ به حساب آورده و قصد داشته است به هر قيمت، اين شهر را در تصرف نيروهاي خويش نگهدارد.
هنگامي كه مرحله اول و دوم عمليات بيتالمقدس به پايان رسيد و رزمندگان ما
در اطراف خرمشهر مستقرشدند، راديوي رژيم بعثي، ميكوشيد در تبليغات كاذب خود، حضور نيروهاي عراق را در خرمشهر به رخ بكشد تا توجيهي براي ترميم روحيه نيروهاي شكست خورده و رو به هزيمت عراق باشد. فتح خرمشهر در زماني كمتر از 24 ساعت، موجب شد كه بخش قابل توجهي از نيروهاي مهاجم عراقي به اسارت نيروهاي جمهوري اسلامي ايران درآيند.
نبرد بزرگ، سرنوشتساز و غرورآفرين بيت المقدس كه براي رها سازي خرمشهر از سلطه نيروهاي مهاجم عراقي انجام شد، از دهم ارديبهشت ماه تا چهارم خرداد ما 1360 به طول انجاميد. اين نبرد حماسي علاوه بر پايان بخشيدن به 19 ماه اشغال بخشي از حساسترين مناطق خوزستان و آزادسازي خرمشهر، ضربهاي سهمگين و كمرشكن به توان رزمي و جنگ طلبيهاي دشمن مهاجم وارد ساخت.
كوتاه سخن اينكه عمليات بيتالمقدس به عنوان برجستهترين عمليات پدآفندي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در تاريخ نظامي 8 سال دفاع مقدس ثبت شده است.
اگر امروز در هر شهر و روستا به گلزار شهيدان گذر كنيم و تاريخ نقش بسته بر سنگرها را مرور كنيم، خواهيم ديد كه مجموعه شهيدان سوم خرداد 1360 الگويي كوچك از ملت مقاوم ايران است كه چونان سپهري پر ستاره مي درخشد. شاديهاي به ياد ماندني خودجوش و سراسري پس از آزادسازي خرمشهر نيز برگ ديگري از اين حماسه ملي بود و نشان داد كه مردم سراسر اقطار و بلاد ايران اعم از آن كه هرگز خرمشهر را به چشم ديده باشند يا نه چگونه از شنيدن خبر اين پيروزي ساعتها به دست افشاني و پايكوبي پرداختند وهزيمت دشمن اشغالگر را از خاك ميهن جشن گرفتند.
سوم خرداد يك حماسه ملي است؛ اگر حضور ملت در صحنه جبهه هاي دفاع نبود، نه حماسه آن پيروزي تحقق مي يافت و نه حماسه حضور مردم در جشن پس از پيروزي. لذا به حق مي توان گفت پاسداشت فتح خرمشهر در گرو پاسداشت حضور مردمي در همه صحنه هاست.
فتح خرمشهر به روايت شهيد صياد شيرازي
شهيد سپهبد «علي صياد شيرازي» در سال 1372 با حضور در مسجد كوي دانشگاه تهران، طي يك سخنراني به شرح عمليات افتخارآفرين «بيتالمقدس» يا آزادسازي خرمشهر، پرداخت.در عمليات «بيتالمقدس» كه بعدها به نام «فتح خرمشهر» معروف شد،
شهيد سپهبد «علي صياد شيرازي» در سال 1372 با حضور در مسجد كوي دانشگاه تهران، طي يك سخنراني به شرح عمليات افتخارآفرين «بيتالمقدس» يا آزادسازي خرمشهر، پرداخت.
در عمليات «بيتالمقدس» كه بعدها به نام «فتح خرمشهر» معروف شد، ما در جبههاي به طول 170 كيلومتري مبارزه كرديم، در اين عمليات قرارگاه قدس، فتح و نصر با توجه به تجربه عمليات طريقالقدس، ثامنالائمه و فتحالمبين، نبرد سنگيني را در منطقهاي به وسعت 6 هزار كيلومتر مربع آغاز كردند.
شهيد صياد شيرازي افزود: در اين عمليات كه ما اول در طول جاده اهواز و خرمشهر، كه خاكريز دشمن در طرف شرق بود، عمليات را آغاز كرديم. مرحله دوم پيشرفت دژ مرزي بود و مرحله سوم، دنبال كردن دشمن از شمال تا كوشك و بالاخره مرحله چهارم در خود شلمچه بود. ما سه بار متوالي حمله كرديم و تلفاتي در اين سه بار به ما وارد شد. در اين عمليات شهيد خرازي، شهيد زنده كاظمي، فرمانده تيپ نجف اشرف آن موقع و لشكر 88 اكنون، يك تيپ از هوابرد ارتش كه فرماندهي آن تيپ هنوز زنده است و مسؤوليت بالايي را دارد، اينها سه بار متوالي حمله كردند و تلفات سنگيني وارد شد كه يك دفعه ديديم فرماندهي در جلسهاي ما را جواب كردند و گفتند، شما چه جوري ميگوييد لشكر و تيپ! در صورتي كه اكنون 25 روز است كه ميجنگيم و تلفات سنگيني به ما وارد شده است، مجروح زياد دادهايم و نيروها خستهاند. البته حدود پنج هزار كيلومتر را آزاد كرده بوديم و پنج هزار نيروي دشمن را اسير گرفته بوديم ولي هنوز خرمشهر آزاد نشده بود و در دست دشمن بود و به شكل غده سرطاني نمود داشت، در آن زمان از نظر فرماندهي معنا نداشت كه جنگ قطع شود، آن زمان بهترين زمان جنگ براي فتح خرمشهر بود چون اگر حمله را نيمه كاره رها ميكرديم، دشمن خود را بازسازي ميكرد و در عمليات بعدي تلفات زيادتري ميداديم.
شب عمليات شروع شد، سه تا محور بود، در محور اول با يك تيپ از لشكر 21 شهيد حمزه ارتش، آنها در محور اول در همان ساعات اوليه در بين صفوف دشمن شكاف ايجاد كردند. البته بين شلمچه و خرمشهر ما بايد در هفت كيلومتر دشمن را قطع ميكرديم و خودمان را به اروندرود ميرسانديم كه تازه به مردم بگوييم خرمشهر را محاصره كردهايم تا كه مردم حضور پررنگتري در جبهه داشته باشند. محور اول توسط شهيد احمد به نحو مطلوب پيش ميرفت ولي دو محور ديگر تا ساعت 5/4 صبح باز نشد و شهيد احمد نيز داد و بيداد ميكرد كه چرا نميآييد؟ ما داريم از چپ و راست ميخوريم. خدا كمك كرد، ساعت 5 صبح بود كه ديديم از پشت بيسيم با هيجان اعلام كردند كه شهيد خرازي گفت ما داريم به طرف جلو ميرويم و نزديك رودخانه هستيم و حدود 5/6 صبح بود كه اعلام كرد ما به رودخانه رسيديم. آنقدر آنها به سرعت پيشرفته بودند كه هليكوپتر دشمن فكر ميكرد كه هنوز در آن منطقه نيروهاي خودشان ساكن هستند. نزديكهاي صبح اين هليكوپتر در فاصله پايين از خرمشهر حركت ميكرد، اين هلي كوپتر را با آرپيجي زدند، هيچكس تاكنون با آرپيجي، پدافند نظامي نكرده است. از اين صحنه تلويزيون فيلمبرداري كرده و نشان ميدهد كه چگونه در هوا هليكوپتر دشمن سرنگون ميشود البته در همان روز نزديك بود كه اين بلا سر هليكوپترهاي خودي نيز بيايد. ساعت 7 صبح بود كه شهيد خرازي با بيسيم با هيجان با ما تماس گرفت و گفت ما توانستهايم حدود هفتصد نفر نيرو جمعآوري كنيم و اجازه ميخواست كه از طرف پل خاكريزي به طرف عراقيها بزند. ما آمديم بگوييم نه ولي به خرازي گفتم اجازه بدهيد كه مشورت كنم، در ستاد جنگ نيز وقتي پيشنهاد را مطرح كردم هيچ كس نظر مثبت نداشت، همه ميگفتند اگر اين عمليات نگرفت، هفتصد نفر را از دست ميدهيم. آمدم تماس بگيريم با شهيد خرازي و بگويم اين كار را نكند، ديدم كه او زودتر تماس گرفت و پرسيد كه سرانجام مذاكره چه شد؟ آمدم بگويم كه نميشود كه گفت دارد وقت ميگذرد و ما همان جا يك تصميمي گرفتهايم، من هم گفتم جلو برويد. نيم ساعت بيشتر طول كشيد كه سر و صداي بيسيم بلند شد گفتم حتما گير افتادهاند. بيسيم را روشن كردم ديدم شهيد خرازي ميگفت كه هر چه جلوي خود را نگاه ميكنيم، ميبينيم كه عراقيها دست خود را بالا گرفتهاند، چه كار بايد كنيم؟ من فهميدم منظور او چه چيزي است. چون نيروهاي عراقي زياد بودند و نيروهاي او كم بودند و نميتوانستند نيروهاي عراقي را كنترل كنند. پيشنهاد كردم يك هليكوپتر بالا برود و ببيند كه عمق آنها تا كجاست؟ يك هليكوپتر بالا رفت و خلبان با هيجان گفت تا چشم من كار ميكند تمام عراقيها در خيابان خرمشهر دستان خود را بالا بردهاند حالا نميشد كه به اسيران عراقي بگوييم كه شما فعلا در سنگر برويد كه ما نيرو جمعآوري كنيم و بعدا شما را ببريم و بازداشت كنيم. در نهايت خداوند اين را در ذهن ما رساند كه همه رزمندگان يك خط شوند و يك قسمت آنها به طرف رودخانه و قسمت ديگر آنها به طرف جاده خرمشهر تقسيمبندي شوند و با دست به سربازان عراقي علامت دهيم كه توي جاده بروند. چشمشان كور، ما ماشين نداشتيم كه با ماشين ببريمشان، بايد پياده ميرفتند. البته چون در منطقه خودمان حركت ميكردند خيالمان راحت بود، در اين عمليات برخلاف معمول كه دوست داشتيم اسير زيادي از دشمن بگيريم اين دفعه دوست داشتيم بگويند كه اسيران عراقي تمام شده است؛ البته نگران بوديم كه وضعيت فرق كند و اينها ـ سربازان عراقي ـ رفتنشان تا ده صبح طول كشيد، بعد سنگرها را تصرف كرديم و تا ساعت 5 بعدازظهر طول كشيد تا اسرا را كه حدود 14 هزار و پانصد نفر بودند، بشماريم . البته دو ماه طول كشيد كه تمام مهمات آنها را سنگر به سنگر بيرون آوريم. در اين عمليات ما توانستيم شش هزار كيلومتر مربع از خاك كشور را آزاد كنيم و حدود نه هزار نفر را نيز اسير كنيم. بهترين درك عرفاني از عمليات بيتالمقدس و آزادي خرمشهر در پيام امام خميني(ره) وجود دارد كه در آن پيام ابعاد عرفاني فتح خرمشهر بيان شده و همچنين ما را از آفتزدگي غرور پرهيز داده و در نهايت فرموده «خرمشهر را خدا آزاد كرد» البته ما اكنون داريم با سرمايه شهدا زندگي ميكنيم و تا زندهايم بايد اين سرمايه بزرگ را حفظ كنيم. البته فكر نكنيم اين سرمايه باقيمانده از شهدا فقط به درد جبهه و جنگ ميخورد، ما عاشق جنگيدن نيستيم ولي خود را مكلف به جنگيدن با دشمنان خود ميكنيم و هر وقت كه زمان اقتضا كند، عاشقانه ميجنگيم. يك عده فكر ميكنند كه ما جنگطلب هستيم و جنگ را دوست داريم، رزمندگان اسلام اين جور نشان دادند كه جنگ را دوست ندارند ولي در مقابل دشمنان اسلام عاشقانه ميجنگند.
خداي متعال در قرارگاه كربلا جرقه نوري نشانده كه طرحي را در ذهن يك طراح قرار داد و آن طرح تنها راهي بود كه ميتوانستيم خرمشهر را محاصره كنيم و بعد آن را بگيريم. ما با سردار رضايي جلسهاي قرار داديم و براي اينكه هماهنگ با يكديگر عمل كنيم اين طرح را مورد بررسي قرار داديم، اين جلسه حدود پنج دقيقه بيشتر وقت نگرفت و هر دوي ما با اميدواري و قوت قلب گفتيم اين طرح بهترين طرح براي فتح خرمشهر است كه بايد اجرا شود
قدمت تاریخی شهر خرمشهر به 2173 سال پیش یعنی بسال 163 قبل از میلاد برمیگردد.
خرمشهر اولین و برزگترین بندر ایران و خاور میانه قبل از وقوع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (بتاریخ 31/6/1359) بوده و هم اکنون دومین بندر حمل کانتینری بعد از بندر شهید رجائی با 13 اسکله حمل و تخلیه بار میباشد.این شهر بخاطر داشتن رونق اقتصادی عظیم 250 هزار نفر جمعیت داشته ولی هم اکنون جمعیت آن با احتساب بخشها و دهستانهای تابعه به 180هزار نفر کاهش یافته است.
اهمیت اقتصادی و موقعیت استراتژیکی این شهر و وجود ذخائر عظیم نفتی و داشتن دو رودخانه آب شیرین و دسترسی به خلیج فارس از طریق رودخانه اروندرود(شط العرب) باعث شده است که همیشه این عروس جنوبی ایران مورد چشم داشت و حسادت دشمنان و استعمارگران قرار گیرد.قبل از وقوع جنگ مذکور خرمشهر بزرگترین صادر کننده انواع خرما به جهان نیز بوده است.
اولین نامی که برای این شهر در تاریخ ثبت شده است چاراکس(charax) که مقارن با فتح این شهر توسط اسکندر بزرگ امپراطور روم بدست سردار لشکرش چاراکس بنام وی بامگذاری شد.
سپس قبل از ظهور اسلام به بارما(شهر بهترین تقسیمات) تغییر نام یافت و پس از ظهور اسلام و از قرن یکم تا قرن 12 هجری قمری بیان نام داشت .
سپس بخاطر رنگ سرخ خاکش که نتیجه رسوب گل نهر کارون بوجود آمده بود به زبان محلی عربی محمره(سرخگون) نامگذاری شد و درسال 1342 به خرمشهر تغییر نام یافت .
خرمشهر در تاریخ 10/8/1359 به اشغال نیروهای بعثی عراق در آمد و بخاطر مقاومت 40 روزه و قهرمانانه مردم بی سلاح و بی دفاع این شهر در برابر ارتش مجهز عراق خونین شهر نامگذاری شد و در تاریخ 3/3/1361 در عملیاتی بی نظیر بنام عملیات بیت المقدس آزاد شد.
از مهمترین آثار تاریخی این شهر میتوان به کانال (شط) عضدی که در عهد عضد الدوله دیلمی ما بین سال 936 الی 983 میلادی(مصادف با 324-372 هجری قمری) جهت ارتباط رودخانه کارون به اروندرود و کوتاه نمودن مسیر اهواز - بصره احداث گردیده اشاره نمود . حفاری این کانال که 4600 متر طول و 200 متر عرض دارد 47 سال طول کشید و شهر خرمشهر را به 2 قسمت جنوبی و شمالی تقسیم میکند.(تصویر بالا)
خرمشهر که چندین بار توسط جذر و مد آب (بالا آمدن آب رودخانه) تخریب گردید مجددا در سال 1768 میلادی قسمت جنوبی آن و در سال 1812 میلادی قسمت شمالی آن بنا شد.
از دیگر جنگهای مهمی که در این شهر رخ داده است میتوان به جنگ سید موسی المبرقع علیه خلیفه عباسی در قرن 4 هجری - جنگ محدود در سال 1827و1831 میلادی بین ایران و عراق در زمان امپراتوری عثمانی و ولایت داودپاشا در بغداد - اشغال کامل خرمشهر و آبادان توسط نیروهای عراقی در سال 1837 میلادی در زمان امپراطوری عثمانی و سپس عودت مالکیت خرمشهر و آبادان به ایران طبق معاهده ارضروم و دفع خسارت جنگ به دولت ایران بمبلغ 300000 تومان آنزمان - اشغال توسط نیروهای انگلیسی در سال 1942 میلادی در جنگ جهانی دوم و احداث راه اهن خرمشهر - تهران - باکو جهت ارسال نیرو و شکست نیروهای آلمانی در روسیه
مشخصات جغرافیائی :
موقعیت : منتهي اليه جنوب غربي كشور ايران و در استان خوزستان حاشيه خليج فارس بين دو رودخانه كارون و اروند رود (30 درجه شمالی و 48 درجه شرقی)
مساحت (کلیومترمربع): 5/67 حریم قانونی : 32.7 محدوده قانونی : 22.8
فاصله تا پايتخت : 1100 كيلومتر فاصله تا مركز استان(اهواز) : 125 كيلومتر
جمعیت طبق آخرین سرشماری نفوس و مسکن سال 1385: 157000 نفر
اهم فعاليتهاي اقتصادي :
1- كشاورزي علي الخصوص كاشت درخت خرما و سيفيجات
2-امور بندري و گمرگي و ترانزيت كالا
3-منطقه ويژه اقتصادي بندر خرمشهر و شهرك صنعتي
4-مجاورت با منطقه آزاد اروند محدوده ضلع جنوبي شهر خرمشهر
5- اتصال به راه آهن سراسری کشور
6-مجاورت با فرودگاه بین المللی آبادان